Image and video hosting by TinyPic دانشجوی سبز - پست های شعر و حدیث


R شهریار

جمعه 13 اردیبهشت 1387

آمدی،جانم به قربانت ولی حالا چرا                بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی          سنگدل این زودتر میخواستی،حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست    من که  یک امروز مهمان توام،فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم             دیگر اکنون با جوانان  ناز  کون با ما چرا

وه که با این عمر های کوته بی اعتبار      این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود     ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

ای شب هجران که یکدم در تو چشم  من نخفت   اینقدر با بخت خواب آلود من،لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان  میکند     در  شگفتم من نمی پاشد ز هم  دنیا چرا

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین            خامشی شرط  وفا داری  بود، غوغا چرا

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی  سفر          این سفر راه  قیامت  میروی، تنها  چرا


نوشته شده در جمعه 13 اردیبهشت 1387 و 05:05 ق.ظ توسط بهنام

ویرایش شده در [EditFullDate] و -

نظر ها ()


R می تونم با تو به هر جا برسم ...

پنجشنبه 4 بهمن 1386

می‌تونم با تو به هر جا برسم، توی خواب اسمتو فریاد بزنم

می‌تونم قصه‌ی دیوونگیمو، توی كوچه‌های شهر داد بزنم

می‌تونم تا به همیشه پا به پات، توی هر قصه كنارت بمونم

می‌تونم زیر پر ستاره‌ها، واست از لیلی ومجنون بخونم

می‌تونه نگاه مهربون تو، منو تا مرز شقایق ببره

می‌تونه قشنگی برق چشات، منو از یاد حقایق ببره............

¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´o¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´7¶$$$$¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´1¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶$$$$¶¶$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´¶¶¶¶¶$¶¶¶¶¶¶¶¶1´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶¶$¶¶
¶´¶¶¶¶$$$$$$$$??¶¶¶¶´´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$¶$¶¶¶
¶¶¶¶¶¶$$$$$$¶$$$$$¶¶¶´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶
¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$´¶¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶$$$$¶¶
¶¶¶¶$$$¶$$$$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¢¶¶¶¶$¶¶¶¶¶$????????¶
¶¶¶$$$$¶$$$$¶$$$$$$$$$$¶´´o¶¶¶¶¶¶¶??$$$$$¶¶¶¶
¶¶¶¶$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$$$¶¶¶´´´¶¶¶7´$$$¶$¶¶$$$¶¶
¶¶¶¶$$$$$$¶$$¶$$$$$$$$$¶¶´´´´´´´¢¶¶$$$$$$$$¶¶
¶¶¶¶¶¶$?$$¶$$$$$$$$$$$$$¶¶´´oo´´¶¶$$$¶$$$$$$¶
¶´¶¶¶¶¶$$$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶´7´7¶¶$$$$$$$$$$$¶
¶´´´¶¶???$???$¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶¶¶$¶¶$$$$$$$$¶
¶´´´?¶$$??$$$??¶¶$$$¶¶o´´´´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶
¶´´´´¶¶$$?$?$$?$¶¶¶¶¶?´´´´¢¶¶¶$$$$$$$$$$$¶¶$¶
¶´´´´o¶¶$?$$$???$¶¶¶¶´´´?¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶$$¶
¶´´´´´¶¶¶$$$$??$?¶¶¶¶´¶¶¶¶$?$$$$$¶¶¶$$$$¶$$$¶
¶´´o¶¶¶$¶¶¶¶$$?$??¶¶´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶
¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$??$$¶´´´¢¶¶$$$$$¶$$$$$$¶¶¶$$$$¶
¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶$$$$¶¶1´´¶¶?$$$¶$$$¶$$$$$$$$$$¶
¶¶$$??$$$¶$$$¶¶$$$$¶¶¶´¶¶$$$$$$$$$$¶¶$$$$$$$¶
¶???$$$$$$$¶¶$$$$$$?¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶¶$$$$$$$$¶¶
¶$¶$$$$$$$$$¶¶$¶$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶$$¶¶¶$$$$$¶
¶$$$$$$¶$$$$¶$¶¶$¶$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$¶$$$¶$$$$¶
¶$$$$$$¶$$$$¶$$¶?¶$$$$$$$¶$$$$$$¶$$¶$$$¶$$$$¶
¶¢¶¶$$$¶$¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$$$¶¶¶$$$¶
¶¢$¶$$$$$¶$$$$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶¶
¶¢¶¶$$$$¶$$¶¶¶¶¶$$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$¶$¶¶$$¶
¶¢$¶¶¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶$¶
¶o¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$¶$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶´´¶¶¶
¶o$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶´´?¶¶¶
¶¢¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶
¶¢$$$$$$$$$$$$$$?$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶´´´¶¶$$¶
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶

نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن 1386 و 02:01 ق.ظ توسط بهنام

ویرایش شده در [EditFullDate] و -

نظر ها ()


R ای دوست معرفت ...

پنجشنبه 27 دی 1386

ای کاش زبان نگاهم را می دانستی

    و با این همه سکوت

مرا به خاموشی متهم نمی کردی

    کاش می دانستی من همیشه

با زبان چشمانم با تو سخن می گویم

    چشمانی که از ندیدنت

سیل ها دارند برای جاری ساختن

    سخن ها دارند برای گفتن

غزل ها دارند برای از تو سرودن و

    عشق ها دارند برای از تو فریاد کردن

کاش می دانستی که من تو را

    دوست دارم

کاش می دانستی....


نوشته شده در پنجشنبه 27 دی 1386 و 06:01 ق.ظ توسط بهنام

ویرایش شده در [EditFullDate] و -

نظر ها ()


R منو درگیر خودت کن

پنجشنبه 6 دی 1386

نوشته شده در پنجشنبه 6 دی 1386 و 11:12 ق.ظ توسط بهنام

ویرایش شده در [EditFullDate] و -

نظر ها ()


R زیباترین گل...

شنبه 1 دی 1386

 

زیبا ترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد.

باوفاترین دوست به مرور زمان بی وفا شد.

این پرپر شدن از گل نیست از طبیعت است

و این بی وفایی از دوست نیست از روزگار است.

نوشته شده در شنبه 1 دی 1386 و 06:12 ق.ظ توسط بهنام

ویرایش شده در [EditFullDate] و -

نظر ها ()


R گذشت لحظه های با تو بودن ...

یکشنبه 25 آذر 1386

گذشت لحظه های با تو بودن
و در پاییز عشقمان...نامی از دوست داشتن باقی نماند 
چقدر زودگذر بود قصه من و تو
و در آنروز که دست بی رحم تقدیر
درو کرد گندمزار دلهایمان را
و تهی شد همه جا از عطر گل عشق
و در کوچ پرنده های غمگین
در آن کویر آرزو
شاعری دل شکسته و تنها
می نوشت شعری به یاد با هم بودن ها
شعری برای خشکیدن گلهای عشق در مزرعه دوست داشتنها
قطره اشکی به یاد همه خاطره ها

 

 

5d483q.jpg

نوشته شده در یکشنبه 25 آذر 1386 و 10:12 ق.ظ توسط بهنام

ویرایش شده در [EditFullDate] و -

نظر ها ()


R تو رو خدا صدام نکن ...

جمعه 9 آذر 1386

تو رو خدا صـدام نکن خوابتو داشتم می دیــدم


اطلسی های عاشقــو از گـل لبهـــات می چیدم


تو رو خدا صدام نـکن تو خواب تومهربون تری


دست منو می گیری و با خود به ابرها می بری


هزار تا آسمون واسـم ستاره ها رو می شماری


ماهو میاری رو زمین جاش منو اونجا می ذاری


چقد تو پاک و مهربون تو خواب من پا می ذاری


بیدار می شم تو می ری و باز منو تنها می ذاری


تو رو خـدا به جـون من خوابمو از چشام نگیر



تو رو خدا صـدام نکن خوابتو داشتم می دیدم


اطلسی های عاشقــو از گل لبهــات می چیدم

نوشته شده در جمعه 9 آذر 1386 و 11:11 ق.ظ توسط بهنام

ویرایش شده در [EditFullDate] و -

نظر ها ()


R ماه من غصه نخور

یکشنبه 29 مهر 1386

ماه من غصه نخور زندگی جذر و مد داره

دنیامون یه عالمه آدم خوب و بد داره

ماه من غصه نخور همه که دشمن نمیشن

همه که پر از ترک مثل من وتو نمیشن

ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه

خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه

ماه من غصه نخور گریه پناه آدماست

تر و تازه موندن گل مال اشک شبنماست

ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت

خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت

ماه من غصه نخور پنحرمون بازه هنوز

باغچه مون غرق گلای عاشق نازه هنوز

ماه من غصه نخور باز داره فصل سیب میشه

میدونم گاهی آدم تو وطنش غریب میشه

ماه من غصه نخور ماها که تب نمیکنن

ماها که از آدما چیزی طلب نمیکنن

ماه من غصه نخور شمعدونیا صورتی ان

دلایی که بشکنن چون عاشقن قیمتی ان

ماه من غصه نخور سبک میشی بارون بیاد

 توی عاشقی نباید ترسید از کم و زیاد

ماه من غضه نخور تاب بازی افتادن داره

زندگی شکستنو دوباره دل دادن داره

ماه من غصه نخور خیلیا تنهان مثل تو

خیلیا با زخمای عاشقی آشنان مثل تو

ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه

اونی که غم نداشته باشه آدم نمیشه

ماه من غصه نخور دنیا رو بسپار به خدا

هر دومون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا

نوشته شده در یکشنبه 29 مهر 1386 و 12:10 ب.ظ توسط بهنام

ویرایش شده در [EditFullDate] و -

نظر ها ()


R عشق

سه شنبه 3 مهر 1386

عشق

آه که هر کس در هر گوشه و کناری می کوشد تا به گونه ای ، گرمای

دلپذیرآن را در قلب خود حس کند.

مگر خود تو بارها با چشمانی پر از اشک به آسمان چشم ندوخته ای

و آهی از دل نکشیده ای؟؟

به راستی چند بار از سر کوچه یا خیابانی گذر کرده ای

و نگاهی آغشته به درد به آن انداخته ای؟؟

چند بار در نیمه های شب دست به سوی ستارگان گشوده ای تا سوار بر بال رویاهایت ،

لطافت وجود معشوق را بر سر انگشتانت حس کنی؟؟؟

عاشقی دردی است که بی آن ، نه من ، نه تو و نه هیچ انسانی را که

قلبی در سینه داشته باشد، یارای گذر دوران زندگانی نیست.

دردی است که زیبایی اش را چه آسان می توان در نگاه عاشق دید و نوای امید

بخشش را در تپش قلب او شنید..

عاشقی زیباست.همچون لحظه ی دیدار،
عاشقی زیباست
.....

و عاشقی بس زیباست

برگرفته شده از وبلاگ زیبای سپیده عشق

نوشته شده در سه شنبه 3 مهر 1386 و 08:09 ق.ظ توسط بهنام

ویرایش شده در [EditFullDate] و -

نظر ها ()


R کاش بودم یک ستاره

سه شنبه 3 مهر 1386

کاش بودم یک ستاره

در آسمان مهتابی تو

می نشستم بی صدا

در چشمان بارانی تو

کاش بودم یک شکوفه

در گرمای دستان تو

داغ می شدم ،پژمرده

در نگاه بی قراری تو

کاش بودم ماهی سرخی

در وجود دریایی تو

کاش بودم یک قناری

تا بخوانم آواز بهاری

برای لحظه تنهایی تو...

 

برگرفته شده از وبلاگ زیبای هرچه مرا به یاد تو بیاورد زیباست

نوشته شده در سه شنبه 3 مهر 1386 و 08:09 ق.ظ توسط بهنام

ویرایش شده در [EditFullDate] و -

نظر ها ()


R عاشق می گوید ...

شنبه 27 مرداد 1386

 

عاشق می گوید :

مهم نیست معشوق کجا و به چه هنگام به

سراغم می آید

مهم این است که وقتی می آید

من آنجا باشم.

به گمان من

پنهانی ترین ، اسرار عاشق را

می توان از چشمانش فهمید .

چشمان عاشق ،

مانند ویترین مغازه ایست

که در آن،

عشق را می فروشند!

نوشته شده در شنبه 27 مرداد 1386 و 01:08 ق.ظ توسط بهنام

ویرایش شده در [EditFullDate] و -

نظر ها ()


R

سه شنبه 23 مرداد 1386

برگرفته شده از وبلاگ زیبای هر چه مرا به یاد تو بیاورد زیباست

نوشته شده در سه شنبه 23 مرداد 1386 و 08:08 ق.ظ توسط بهنام

ویرایش شده در [EditFullDate] و -

نظر ها ()


R سهراب : گفتی ...

شنبه 13 مرداد 1386

سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... 

 گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... 

 گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی 

 او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید 

 فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : 

 دیوانه ی باران ندیده

برگرفته شده از وبلاگ زیبای سپیده عشق

 

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه 13 مرداد 1386 و 09:08 ق.ظ توسط بهنام

ویرایش شده در [EditFullDate] و -

نظر ها ()


R خوشبخت ترین ...

شنبه 22 اردیبهشت 1386

خوشبخت ترین...

خوش شانس ترین...

سعادتمندترین...

آدم روی زمین

تو...

.

تو...

تو نیستی !اونی هست که تو رو داره!؟!؟


نوشته شده در شنبه 22 اردیبهشت 1386 و 09:05 ق.ظ توسط بهنام

ویرایش شده در [EditFullDate] و -

نظر ها ()


R بوسه تنها تصادفی است که ...

شنبه 22 اردیبهشت 1386

بوسه تنها تصادفی است که خسارت ندارد

و

 آغوش تنها پارکینگی است که جریمه و حق پارک ندارد

نوشته شده در شنبه 22 اردیبهشت 1386 و 09:05 ق.ظ توسط بهنام

ویرایش شده در [EditFullDate] و -

نظر ها ()


V مطالب قبلی


 
حقوق این وبلاگ محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2005-2006 © behnam20.MihanBlog.Com

Best Resolution : 1024 X 768

   embed src="http://www.clocklink.com/clocks/0005-Red.swf?TimeZone=GMT0330" width="150" height="150" wmode="transparent" type ="application/x-shockwave-flash">